تبليغاتX
تو را من چشم در راهم




نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



دوستان عاشق



فالنامه حضرت حافظ



آمار وب







دوستان چه زود فراموش می شوند   ..................


[+] نوشته شده توسط علیرضا در 7:43 قبل از ظهر | |






در آسمان سرنوشت به آینده می نگرم

تندباد حوادث کودکیم را با خود برده است

در جاده هموار جوانی قدم می گذارم تا سنگلاخ پیری

آه چه منزل آخرت دور است و من فرسوده ...

 


[+] نوشته شده توسط علیرضا در 7:27 قبل از ظهر | |






 

نمیتوانم عهد کنم که تغییر نخواهم کرد

نمیتوانم عهد کنم که خلقیات متفاوت

 نخواهم داشت

نمیتوانم عهد کنم گاهی احساسات

تو را جریحه دار نخواهم کرد

نمیتوانم عهد کنم که آشفته نخواهم شد

نمیتوانم عهد کنم که همواره قوی خواهم بود

نمیتوانم عهد کنم که قصوری نخواهم کرد

امــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا....

میتوانم عهد کنم که همواره پشتیبان

تو خواهم بودمیتوانم عهد کنم که افکار و

احساستم را با تو سهیم خواهم شد

میتوانم عهد کنم که تو را آزاد خواهم

 گذارد تا خودت باشی

میتوانم عهد کنم که هر کاری بکنی

درکت خواهم کرد

میتوانم عهد کنم که با تو کاملا

صادق خواهم بود

میتوانم عهد کنم که با تو خواهم

 گریست و خواهم خندید

میتـوانم عهد کنم که کمکت خواهم کرد

 به هدفهایت برسی

امــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا....

بیش از همه میتوانم عهد کنم که

دوستت خواهم داشت

 

 

ای تو با من آشنــا، ناجی قلب عاشقـــم

ای تو پیدا شـده در، لحظه التهاب دل

ای تو در سکوت شب، بهانه های هق هقم

کسی مثل تو توی حر نفسـم، جاری نشد

کسی جز تو به سـرم، دست نوازش نکشید

کسی مثل تو منو به صبـح روشنایی نسپرد

کسی قلب منو مثل تو

به گلستـــــــــــــــــــــــــــــــــــان نکشید 


[+] نوشته شده توسط علیرضا در 10:58 بعد از ظهر | |






 

گریه هم بامن دگر نامهربانی میکند

قلبم اماگریه هایش رانهانی میکند

اشک تنهامونس شبهای تارم بود وبس

اشک هم باغم دگر اما تبانی میکند

بلبلی در زیرباران نگاهم لانه داشت

اینک اما جغدشومی نغمه خوانی میکند

باغ قلبم ازهجوم دردها پائیزشد

غصه هم درآن به شادی باغبانی میکند

 

 

حیف که اون روزای خوب خیلی زود تموم شدن

با یه چشم به هم زدن همشون ویرون شدن

ما میخواستیم یک شبه رهه صدساله بریم

برای لبهای عشق شعر خوشبختی بگیم

من و تو تنهای تنها واسه امروز وفردا یه قصر کاغذی

ساختیم تموم هستی رو باختیم

می خوام اینو بدونی دل من مرده دیگه

توی سینه زدنو ازیادش برده دیگه

دیگه اون روزا گذشت همه خاطره ها

دست سنگین سکوت پل سرد بین ماست

منو تو تنهای تنها واسه امروز وفردا یه قصرکاغذی

 ساختیم تموم هستی رو باختیم

دیگه حتی اسم من با لبات نا آشناست

سرنوشت عشقمون بازی دست خداست

برای برگشت ما دیگه خیلی دیر شده

سرنوشت منو تو به غمی زنجیر شده

منو تو تنهای تنها واسه امروز وفردا یه قصرکاغذی

 ساختیم تموم هستی رو باختیم


[+] نوشته شده توسط علیرضا در 10:50 بعد از ظهر | |






         

  خیال کردم تو هم درد آشنایی

                                  به دل گفتم تو هم همرنگ مایی

         خیال کردم تو هم در وادی عشق

                                   اسیر حسرت و رنج و بلایی

        ندونستم تو بی مهر و وفایی

                                 فهمیدم گرفتار هوایی

        ندونستم پس دیدارشیرین

                                نهفته چهره تلخ جدایی

       تو که گفتی دلت عاشق ترینه

                               دلت عاشق ترین قلب زمینه

      همیشه مهربونه با دل من

                               برای قلب تنهام همنشینه

      چرا پس به تیغ بی وفایی

                              شده قربانیت بی خون بهایی

     نفهمیدی امید ناامیدی

                            رها کردی دلم رفتی کجایی

     ز بس آزار دادی روز و شب دل

                            دل دیوانه ام آخر شد عاقل

      دل غافل شد عاقل دست برداشت

                            ز امید خیالی خام و باطل

     خیال کردم تو هم درد آشنایی

                            به دل گفتم تو هم همرنگ مایی

     خیال کردم تو هم در وادی عشق

                            اسیر حسرت و رنج و بلایی

    چرا پس به تیغ بی وفایی

                            شده قربانیت بی خون بهایی

     نفهمیدی امید ناامیدی

                            رها کردی دلم رفتی کجایی

 


[+] نوشته شده توسط علیرضا در 10:27 بعد از ظهر | |






عاشـق نبودی تو ، من عاشـقت بودم

از قلبه گاه عشق ، بودی تو معبودم

آرامـ ـو آسوده ، در خواب خوش بودی

یه لحظه من بی تو ، هرگز نیاسودم

من با نفسهایم نام تو رو خواندم

کاش ای هوس بازم باتو نمی ماندم

من با نفسهایم نام تو رو خواندم

کاش ای هوس بازم باتو نمی ماندم

روزی که می گفتی ، من با تو می مانم

روزی که دانستی ، من بی تو می میرم

روزی که با عشقت ، بستی به زنجیرم

بازنده من بودم ، این بوده تقدیرم

خوش باوری بودم ، پیش نگاه تو

هر دم زچشمانت ، خواندم کلامی رو

خواندم کلامی رو

عاشـق نبودی تو ، من عاشـقت بودم

از قلبه گاه عشق ، بودی تو معبودم

آرامــو آسوده ، در خواب خوش بودی

یه لحظه من بی تو ، هرگز نیاسودم

من با نفسهایم نام تو رو خواندم

کاش ای هوس بازم باتو نمی ماندم

من با نفسهایم نام تو رو خواندم

کاش ای هوس بازم باتو نمی ماندم

عشق تو چون برگی ، در دست طوفان بود

دل کندنو رفتن ، پیش تو آسان بود

روزی به من گفتی دیگر نمی مانم

گفتم که می میرم ، گفتی که می دانم

باور نمی کردم ، هرگز جدائی را

آن آمدن با عشق ، این بی وفائی را

این بی وفائی را

عاشـق نبودی تو ، من عاشـقت بودم

از قلبه گاه عشق ، بودی تو معبودم

آرامــو آسوده ، در خواب خوش بودی

یه لحظه من بی تو ، هرگز نیاسودم

من با نفسهایم نام تو رو خواندم

کاش ای هوس بازم باتو نمی ماندم

من با نفسهایم نام تو رو خواندم

کاش ای هوس بازم باتو نمی ماندم

 


[+] نوشته شده توسط علیرضا در 10:25 بعد از ظهر | |







[+] نوشته شده توسط علیرضا در 2:16 بعد از ظهر | |







[+] نوشته شده توسط علیرضا در 2:6 بعد از ظهر | |







[+] نوشته شده توسط علیرضا در 1:57 بعد از ظهر | |







[+] نوشته شده توسط علیرضا در 1:57 بعد از ظهر | |



کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
Ghaleb New & Music Cod & Best Roman & Hafez Fall

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس