تبليغاتX
تو را من چشم در راهم




نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



دوستان عاشق



فالنامه حضرت حافظ



آمار وب







فریاد

 

مشت می کوبم بر در

                    پنجه می سایم بر پنجره ها

                                        من دچار خفقانم

من به تنگ آمده ام از همه چیز 

                        بگذارید هواری بزنم

                                  هان با شما هستم درها را باز کنید

من بدنبال فضایی میگردم

                  لب بامی ، سر کوهی، دل صحرایی

                                 که درآنجا نفسی تازه کنم

می خواهم فریاد بلندی بکشم

                  که صدایم به شما هم برسد

من هوارم را سر خواهم داد

                 چاره درد مرا باید این داد کند

                  از شما خفته چند چه کسی می آید با من فریاد کند

*******

سفر ایستگاه

 
قطار می رود
تو می روی
تمام ایستگاه می رود
و من چقدر ساده ام
که سالهای سال
در انتظار تو
کنار این قطار رفته ایستاده ام
و همچنان
          به نرده های ایستگاه رفته
                                     تکیه داده ام!
 
*****************************************
 
روزی مردی عقربی را دید كه در آب دست و پا می زند.
 
 او تصمیم گرفت عقرب را نجات دهد، اما عقرب انگشت او را نیش زد.
 
مرد باز هم سعی كرد تا عقرب را از آب بیرون بیورد،
 
اما عقرب بار دیگر او را نیش زد. رهگذری او را دید و پرسید:
 
« برای چه عقربی را كه نیش می زند نجات می دهی؟»
 
مرد پاسخ داد :
 
« این طبیعت عقرب است كه نیش بزند ولی طبیعت من این است
 
 كه عشق بورزم.
 
چرا باید مانع عشق ورزیدن شوم فقط به این دلیل كه عقرب
 
طبیعتا نیش می زند؟»
 
عشق ورزی را متوقف نساز. لطف و مهربانی خود را دریغ نكن.
 
 حتی اگر دیگران تو را بیازارند.
 
 
سخته ولی ممکنه !
 

[+] نوشته شده توسط علیرضا در 7:38 قبل از ظهر | |






ای کاش راه گریزی بود!
از خــواب هـــای دروغین زندگی
از انتظار مبهــــم این لحظه های ســــرد
ای کاش راه گریزی بـــود...

 

دلم گرفت!!!

 

 

دلـــم گرفت از این روزا، از این روزای بی نشون

از این هـــمه در به دری، از گردش چـــرخ زمـــون

دلــــم گرفت از آدمــــا، از آدمـــای مهربون

از این مترسکـــای پست، از هـــم دلای همـــزبون

تو هـــم که بی صــــدا شدی آهــــای خـــدای آســـمون

آهــــای خدای عـــاشقا، تویی فقط دل خوشیمون

 آره دلــــم خیلی پره، از غمـــای رنگ و وارنگ

از جمله ی دوستت دارم، دروغای خیلی قشنگ


[+] نوشته شده توسط علیرضا در 0:6 قبل از ظهر | |






 
ای که روزی ز بـ ـــد حادثه دنبال نگـ ـــاهم آیی!
.من به اندازه ی جبران خیـ ـــانت به تو شک خواهم داشت!
.من برای دل زخمیـ ــــت نـ ــــمـ ـــک خواهم داشت!
." آنچنان منتظرم از سر شوق که اگر زود بیایی دیر است"

 

*************************************************** 

مــی روم قبرستان، جـــای من اینجـــا نیست!

.جــای من شاید آنجـــا باشد،

که همــه گریانند...که همــه عریانند

.خـــانه ی هــر انسان ،قــدر ظرفیت او!!!

ظـــاهرا خــوابند، امـــا دانم: ........... از من و تو بیشتر بیدارند!!! ...

 بیشتر انسانند!!!

.مـــی روم، شاید آغــــاز جدیدی باشد،

کوله بارم پر هــــیچ!!!

مـــن خـــــدا را دارم.

.او مـــرا میخــواند!

وقت رفتن آمـــــد!

قبل رفتن بنویس:

زندگی بازی نیست!!!

و خـــدا راضـــی نیست!!!

همه ی عمــر و جـــوانی را،..بر بازی تلخی بـــازی!!!

 

******************************************

با مـــن بمـــان!!!
 
 
 
 با من نگو از لحظه های تلخ رفتن ... با من نگو از بی تو ماندن از
 
 شکستن
 
با من نگو از لحظه ی تلخ جدایی ... از بی کسی ها از غروب آشنایی
 
 
 با من نگو از بی کسی، دلواپسی ها ... از خاطرات خوب عطر
 
 اطلسی ها
 
 من خسته ام، شکسته ام، راهی ندارم ... با بالهای بسته،
 
 همراهی ندارم
 
 
 با من بیا، با من بمان تا اوج بودن ... تا انتهای عشق، از خدا سرودن
 
 
*****************************************************
 

باید فراموشت  کنم

 چندیست تمرین میکنم

 من می توانم! می شود!

 آرام تلقین میکنم

 حالم، نه،  اصلآ خوب نیست...

 تا بعد بهتر می شود!!

 فکری برای ِ این دل ِ تنهای ِ غمگین میکنم

 من می پذیرم رفته ای،

 و بر نمی گردی همین!

 خود را برای ِ درک این،

 صد بار تحسین میکنم

 کم کم ز یادم می روی،

 این روزگار و رسم اوست!

 این جمله را با تلخی اش

 صد بار تضمین میکنم


[+] نوشته شده توسط علیرضا در 11:53 بعد از ظهر | |



کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
Ghaleb New & Music Cod & Best Roman & Hafez Fall

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس