تبليغاتX
تو را من چشم در راهم




نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



دوستان عاشق



فالنامه حضرت حافظ



آمار وب







 

بگو یا رب بگو یارب چه بد گفتم
چه بد کردم
که نزدت خویشتن را دیو و دد کردم
مرا یارب نمیخواهی گناه هستو
اگر نفرین به این دنیای بد کردم

به حرفم گوش کن یارب
به دردم گوش کن یارب
اگر بیهوده میگویم مرا
خاموش کن یارب
اگر بیهوده میگویم مرا
خاموش کن یارب

بگو یارب چه بد گفتم چه بد کردم
که نزدت خویشتن را دیو و دد کردم
به جز عشقی که دردش را
به من دادی به من یا رب
چه بخشیدی که رد کردم
فقط در عاشقی یارب
مدد گفتم شدم عاشق
تمنای مدد کردم
به حرفم گوش کن یارب
به دردم گوش کن یارب
اگر بیهوده میگویم مرا
خاموش کن یارب

شب مستی اگر یک توبه بشکستم
سحر تکرار توبه صد به صد کردم
به سیلابم کشاندی زیر و بم دیدم
تحمل در عذاب جزر و مد کردم
برایم آتش دوزخ فرستادی
برایت لاله ها را در سبد کردم
برایم آتش دوزخ فرستادی
برایت لاله ها را در سبد کردم
به حرفم گوش کن یارب
به دردم گوش کن یارب
اگر بیهوده میگویم مرا
خاموش کن یارب

گرفتی جامه فخر مرا از من
صبورانه کله را از نمد کردم
نشانم ده اگر یک مور آزردم
اگر یکدانه گندم را لگد کردم
مرا یارب نمیخواهی گناه هستو
اگر نفرین به این دنیای بد کردم
مرا یارب نمیخواهی گناه هستو
اگر نفرین به این دنیای بد کردم
به حرفم گوش کن یارب
به دردم گوش کن یارب
اگر بیهوده میگویم مرا
خاموش کن یارب
اگر بیهوده میگویم مرا
خاموش کن یارب
مرا خاموش کن یارب
مرا خاموش کن یارب

 


[+] نوشته شده توسط علیرضا در 8:46 بعد از ظهر | |






شريک سقف من نيستي بذار همسايه باشيمو فقط يکدونه

 ديوارو شريکم باش شريکم باش شريکم.

 شريک عمر من نيستي بيا هم لحظه باشيمو همين يک لحظه

 ديدارو شريکم باش شريکم باش شريکم. 

شريک زندگيم نيستي شريک آرزويم باش اگه نيستي کنار

 من بيا و روبرويم باش سلامي کن گهو گاهي

بنام آشنا برمن همين ا ندازه هم بسته براي شور دل بستن

 غزل خونم نباش اما به حرفي شاد شادم کن اگر ديدي

 منو بشناس نميگم ا ينک

يادم باش به عشق نا بساما نو چه ساما ني از اين

 خوشتر شکا يت نامه دل رو چه پاياني از اين خوشتر

شريک سقف من نيستي

بذار همسايه باشيمو فقط يکدونه ديوارو

 شريکم باش شريکم باش شريکم

 


[+] نوشته شده توسط علیرضا در 8:45 بعد از ظهر | |






 

دل سوخته تر از همه سوختگانم
از جمع پراکنده رندان جهانم
در صحنه بازیگری کهنه دنیا
عشق است قمار منو بازیگر آنم
با آنکه همه باخته در بازی عشقم
بازنده ترین هست در این جمع نشانم
ای عشق از تو زهر است به کامم
دل سوخت، تن سوخت، ماندم من و من
عمری است که می بازم و یک برد ندارم
اما چه کنم عاشق این کهنه قمارم

ای دوست مزن زخم زبان جای نصیحت
بگذار ببارد به سرم سنگ مصیبت
من زنده از این جرمم و طبق مجازات
مرگ است مرا گر بزم حرف ندامت
باید که ببازم با درد بسازم
در مذهب رندان این است نمازم

من دربدر عشقم و رسوای جهانم
چون سایه به دنبال سر عشق روانم
او کهنه حریف منو من کهنه حریفش
سرگرم قماریم من و او بر سر جایش






[+] نوشته شده توسط علیرضا در 8:37 بعد از ظهر | |



کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
Ghaleb New & Music Cod & Best Roman & Hafez Fall

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس