تبليغاتX
تو را من چشم در راهم




نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



دوستان عاشق



فالنامه حضرت حافظ



آمار وب







 
hamtaraneh.com
 
hamtaraneh.com
 
hamtaraneh.com
 
hamtaraneh.com
 
hamtaraneh.com 
 
hamtaraneh.com

[+] نوشته شده توسط علیرضا در 8:13 قبل از ظهر | |






تقدیم به کسانی که قلب کوچکشان همیشه

دریایی ست

 
در پناه سایه نیمه لرزان یک شمع برایت مینویسم.....
 
غریبی بد دردیست.....من تو را می خواهم....نه هیچ چیز دیگر
 
را میان این همه اشنا من بی تو غریبه ام....تو در حال
 
 عبوری از من از
 
 خاطره هایت از گذشته ها....می دانم که طاقت نداری که
 
 باور کنی من این همه ماه، برای دیدنت صبوری کردم...
 
اما باور کن با صد هزار دریا هم نم توانی نفرت گذر اینهمه
 
 روزها و هفته ها را از دلم پاک کنی....هیچ چیز جز با تو
 
 بودن ان همه قصه را  فراموشم نمیکند....
 
 
*********************************
همیشه در عجب بودم که چرا
 
در جاده عشق پا به پایم
 
نمی آمدی حتی وقتی که آهسته و پیوسته
 
 می رفتم
 
امروز فهمیدم
 
ریگی که در کفشت بود تو را می آزرد

[+] نوشته شده توسط علیرضا در 8:7 قبل از ظهر | |






طی شد اين عمر تو دانی به چه سان ؟!
پوچ و بس تند چنان باد دمان
همه تفسير من است اين كه خودم می دانم
 كه نكردم فكری
كه تامل ننمودم روزی
ساعتی يا آنی
كه چه سان می گذرد عمر گران !!!
 كودكی رفت به بازی به فراغت به نشاط
فارغ از نيك و بد و مرگ و حيات  
همه گفتند كنون تا بچه است
 بگذاريد تا بخندد شادان  
كه پس از اين گردش فرست خنديدن نيست  
بايدش ناليدن 
من نپرسيدم هيچ  
كه پس از اين ز چه رو نتوان خنديدن
هيچ كسی نيز نگفت زندگی يعنی چه
چرا می آييم ؟!
بعد از اين چند صباح به كجا بايد رفت ؟
با كدامين توشه به سفر بايد رفت ؟ 
من نپرسيدم هيچ  
هيچ كسی نيز نگفت !!!
  نوجوانی سپری گشت به بازی به فراغت به نشاط ، فارغ از نيك و بد و مرگ و حيات
بعد از آن باز نفهميدم من
كه چه سان عمر گذشت؟!  
ليك گفتند همه  
كه جوان هست هنوز
بگذاريد جوانی بكند  
بهره از عمر بَرد، كامروايی بكند  
بگذاريد كه خوش باشد و مست
بعد از اين باز ورا عمری هست!
  يك نفر بانگ برآورد كه او  
از هم اكنون بايد فكر آينده كند
ديگري آوا داد
كه چو فردا بشود فكر فردا بكند  
سومی گفت
همان گونه كه ديروزش رفت  
بگذرد امروزش  همچنين فردايش
 با همه اين احوال
من نپرسيدم هيچ كه چه سان دی بگذشت ؟
 آن همه قدرت و نيروی عزيم 
به چه ره مصرف گشت 
نه تفكر  نه تعمق و نه انديشه دمی 
عمر بگذشت به بی حاصلی و بی خبری
 چه توانی كه ز كف دادم و مفت
من نفهميدم و كس نيز مرا هيچ نگفت 
قدرت عهد شباب  
مي توانست مرا تا به خدا پيش برد
ليك بيهوده تلف گشت جوانی
هيهات!!!
 آن كسانی كه نمی دانستند
زندگی يعنی چه ،راهنمايم بودند
عمرشان طی شده بيهوده و بی ارزش و خام
و مرا گفتند كه چو آنها باشم
 كه چو آنها دائم
فكر خوردن باشم  فكر گشتن باشم
فكر تامين معاش
فكر ثروت باشم
فكر همسر باشم
 
كس مرا هيچ نگفت
زندگي ثروت نيست
زندگی داشتن همسر نيست
 زندگی كردن 
فكر خود بودن غافل از جهان بودن نيست
من نفهميدم و كس نيز مرا هيچ نگفت
و صد افسوس كه چو عمر گذشت معنيش فهميدم

[+] نوشته شده توسط علیرضا در 8:5 قبل از ظهر | |






ندونستي كه بد از تو
چراغ خونه خاموشه
گلاي خونه پژمرده
همه حرفا فراموشه
اميد با تو بودن هم
درون سينه ام مرده
تو رو داشتم تو اين دنيا
چه ساده پيشم افسرده
هنوز عطر نفس هاتو
فضاي خونه پر كرده
دل عاشق من اينجا
بدون تو پر از درده
بيا بر گرد
دلم تنگه
گلهاي خونه بي رنگه
 
چه سخته منتظر موندن
دلم بد جوري دل تنگه
 
تو كه رفتي ونموندي
درد عشقم رو نخوندي
اين صدا پر از ترانه
قلب خستمو سوزوندي
كاش ميشد قصه عشقم با تو دنباله بگيره
هر چي ديوار جدايي
بين ما دوتا بميره
هنوز عطر نفس هاتو فضاي خونه پر كرده

[+] نوشته شده توسط علیرضا در 7:59 قبل از ظهر | |



کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
Ghaleb New & Music Cod & Best Roman & Hafez Fall

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس