تبليغاتX
تو را من چشم در راهم




نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



دوستان عاشق



فالنامه حضرت حافظ



آمار وب







 
http://sweetscentoflove.blogfa.com/
http://sweetscentoflove.blogfa.com/
http://sweetscentoflove.blogfa.com/اونايي كه ادعاشون ميشه عاشقن كجان؟
اونايي كه خيلي ساده ميگن عاشقن كجان؟
خيلي زود با يه نگاهي ميشن عاشق پس کجان؟
پس کجاس اونهمه حرفاي قشنگ و عاشقانه؟
پس کجاس اونهمه چشمک زدناي زيرکانه؟
اون دلي که از جداييها گله داشت...
پس چي شد اونهمه دلتنگت شدنهاي شبونه
شب نخوابيدن تا صبح با کلي وهم عاشقونه!!!
اونهمه دوستت دارمهاي زبوني واسه معشوق
اون محبتهاي قلبي با همون لفظ هميشه....
پس چرا عاشقي اينقدر سرد و بيروح و دورنگه؟!
واسه ابراز علاقه آخه اينجا دیگه جا یی نمونده...!!!
به خدا باور کنيد که اينا حرف دل خونه
اين دلي که از بيوفايي داره جون ميده ميميره!!!
حرف دل حرف همه نيست حرف عاشق پيشه هايه
اونايي که جون ميدن حتي واسه عشق تا نميره...
پس کجان اون عاشقايي که واسه دم زدن از عشق
گل ميدن به دست معشوق که منو نکن فراموش!!!
اما تا تموم ميشه اونهمه حرفاي قشنگ و عاشقونه
ميذارن ميرن که انگار تا ابد عشقي نبوده...!!!
بعد اونهمه سخنها که آره من بي تو هيچم
ميرن و ميشن پرنده لاي ابرا بي نشونه
آي اونايي که فقط عشق واستون شده يه بازي
دل سپردن به يکي و دل شکستن واسه بازي
باشه اشکالي نداره دنياتون فقط دوروزه
دل شکوندناي هرروز واستون کاري نداره...
آخ که عشقاي تو خالي شده ارزون توي بازار
با نسيم مياد و ميره به خدا به سرعت باد!
نه ديگه دنياي امروز ارزش موندن نداره
پس چه بهتر که نباشيم تا ديگه عشقي نمونه...
اگه عشق اينه تو دنيا پس نه من عشقي نميخوام
آره سنگ و يخ شدم من ديگه عشقي رو نميخوام...!!!
آخه اون بالا ميدوني عاشقي شده يه ارزش
عشق پاک و بي ريايي جاي عشقاي خيالي
باشه پس زمينيا من ميرم اون بالا تا اوج اون ستاره
روي ابرا کهکشونها اون بالا که عشق زياده...
پس خداحافظ تا هميشه خوش باشين با بازياتون!!!
با يه مشت عشق توخالي
نه نه همون هوس بازياتون.
...!!!!
 

[+] نوشته شده توسط علیرضا در 1:53 بعد از ظهر | |






من ترا بوسيدم
تا فراموش كنم قصه شيدايي را
تا بياميزم با رنگ هوس
واپسين لحظه تنهايي را
من ترا بوسيدم
بهر تو از ره دور
ارمغان دگري آوردم
مخمل نرم نوازشها را
بر لب گرم تو جاري كردم
بيگناهم به خدا خنده و دعوت و اغوا از توست
اي سراپا ترديد
موجم و دامن دريا از توست
آتشم واي مكن خاموشم
اي سرا پا ترديد
اي اميد گذران!!!مرو از آغوشم...

[+] نوشته شده توسط علیرضا در 1:46 بعد از ظهر | |






خسته شدم از این سکوت از این روند تکراری
از این شب سیاه درد از این بیهوده بیداری

خسته شدم خسته ازت ای قاصد روزای بد
تقویم بی بهار من با جمعه بدون حد

خسته شدم از غیبت حضور هر چی عاشقه
دلم زمین مرده دشت پر از شقایقه

خسته شدم خسته از این شکوه ی کودکانه ام
تو حسرت گفتن یک شاهبیت عاشقانه ام

خستگی توی دل بیاد آیینه تیره تر میشه
اون وقت دیگه نگاه شب خیره و خیره تر میشه

یادش به خیر گذشته ها بعد از ظرا تو کوچه ها
زنجیرارو میباف عمو واسه منو اون بچه ها

حالا گذشته ها رسید به این شبو زنجیر و من
زخمای خنجر رفیق حقیقت تقدیرو من

حالا رسیدم ته خط جمعه من داره میاد
فرهاده فریاد میزنه دیگه نفس در نمیاد



[+] نوشته شده توسط علیرضا در 1:44 بعد از ظهر | |






به نام آن گوشه ی آسمان
 
خدایا  به داده هایت شکر .
          به نداده هایت شکر .
          به گرفته هایت شکر .
چون    داده هایت نعمت .
         نداده هایت حکمت .
و       گرفتنه هایت امتحان است .
 
***  در انتظار لحظه ها  ***
 

[+] نوشته شده توسط علیرضا در 1:36 بعد از ظهر | |



کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
Ghaleb New & Music Cod & Best Roman & Hafez Fall

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس