|
به هميشه سنگ صبورم
درك تنهايي و دلتنگي ام
يك دنيا صبر مي خواست و مهر
و تو چه با سخاوت هر دو را در برداشتي
اي معني سبز تمام كلام ناگفته ام
تو را تا هنگام كه نفسي در كنج سينه باشد
با همه وجود و با دستان خاليم
به خاطر خواهم داشت ...
آسمان هم مهرباني نگاهت را وام گرفته
در ترنم باران و نم اشكت چه پاكي نهاده
اما ديدگان اين هميشه غصه دار باران چشمان
تو را هرگز تاب ندارد پس با دستانت
مهرباني زدودن اشكها را برايم
به ضيافت بخوان تا بگويم با اين لبهاي
ترك خورده از عطش عشق تو را تا آن
هنگام كه جاني در بدن باشد به خاطر خواهم
داشت...
                             
ابراز كردن عشق براي بسياري از مردم همانند
كتابي است كه در نظر دارند بعدها بخوانند ،
يا تلفني است كه بعداً مي خواهند بزنند يا
نامه اي كه زماني ديگر خواهند نوشت .
نيت مان خالص است ، عزممان جزم است .
ولي هميشه دليلي منطقي براي اقدام نكردن
داريم .
لابد هنوز وقتش نرسيده ، يا حالش نيست ،
يا كارهاي مهم تري وجود دارد ، يا كواكب
اجازه نمي دهند
يا فلان و بهمان ... ! چنين است كه روزها
همه با فرصت هاي از دست رفته و به تأخير
افكندن ها سپري مي شود
و از عشق ، كه اينهمه به آن نيازمنديم ،
خبري نيست ....
بعضي كارها را به هيچ رو نبايد به فردا
موكول كرد .
طفلي كه دوان دوان به طرف مان
مي آيد تا در آغوشش بگيريم و از او
تعريف كنيم ،
همين الان به آن نياز دارد نه در زماني
كه براي ما مساعد است .
دوستي كه به شانه هايت محتاج است تا
دمي گريه كند ، نمي تواند در انتظا
ر فرصت مناسب تري بماند . كسي را كه
مي خواهد دوباره مطمئن شود كه دوستش
داريد ، نبايد به اميد فرداها رها كنيد .
عشق تعهدي است كه اطمينان مي دهد
هر وقت به من نياز داشتي ، در كنارت
هستم . اين فكر كه بعضي زمان ها براي
عشق از زمان هاي ديگر مناسب تر است ،
براي خيلي ها يك عمر پشيماني به بار
آورده است .
هيچ چيز نمي تواند جبران كننده دمي باشد
كه عشق ما طلب شده است و ما بي پاسخ
از كنار آن گذشته ايم .
كسي كه فرصت برآوردن نياز ديگري
را از دست مي دهد ، يكي از غني ترين
تجربه هايي را كه زندگي ارائه
ميكند از دست داده است .
"پالي تكست"
                             
آخرين ستاره ي آسمان راشمردم .اما
شمردن زيبايي تو را نمي توانم
من تاخانه ی غروب خورشيد پيش رفتم
اما هيچگاه خانه ي تورا نديدم
ديشب خوابت را ديدم
نه زيباييت نه خانه ات
فقط حسرتي كه چراخواب زندگيه
هميشگيم نبود.
چراخوش ترين لحظات زندگي دريك
خواب كوتاه خلاصه شدهمي خواهم براي
هميشه بخوابم هيچ چيزمهم نيست .
فقط تو
|