تبليغاتX
تو را من چشم در راهم




نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



دوستان عاشق



فالنامه حضرت حافظ



آمار وب







مطالب ارسالی توسط خوانندگان وبلاگ

از دوست بسیار خوبم  آزیتا که این مطلب رو نوشته ممنونم

زندگي با همه وسعت خويش
محفل ساكت غم خوردن نيست
حاصلش تن به قضا دادن و افسردن نيست
اضطراب هوس ديدن و ناديدن نيست
زندگي خوردن و خوابيدن نيست
زندگي جنبش جاري شدن است
از تماشاگه آغاز حيات
تا به جايي كه خدا مي داند


[+] نوشته شده توسط علیرضا در 8:19 بعد از ظهر | |






یه کم بخندین براتون خوبه

شيخي را گفتند : مدتي است که در شهر شلوار کوتاه رايج گرديده و دختران بسياري اين البسه بر تن مي کنند. در مذمت شلوار کوتاه چيزي بگو تا دختران از پوشيدنش صرف نظر نمايند. شيخ ما خروشيد و گفت :خاموش !!! که شلوار کوتاه را فايده بسيار است و من در مذمتش هيچ نگويم گفتند: يا شيخ ! فايده اش چيست؟؟؟؟ شيخ ما گفت : چون دختران شلوار کوتاه پوشند ، پسرها سر به زير گردند و پايين را بنگرند. چون پايين را بنگرند هم از گزند تيرشيطان در امان مانند هم از شر چاله....


[+] نوشته شده توسط علیرضا در 6:28 بعد از ظهر | |






مطالب زیبا.............

براي زيستن دو قلب لازم است قلبي که دوست بدارد و قلبي که دوستش بدارند قلبي که هديه کند و قلبي که بپذيرد قلبي که بگويد و قلبي که جواب بگويد قلبي براي من و قلبي براي انساني که من ميخواهم ....

 

تواني بگريز از يار بد يار بد بد تر بود از مار بد مار بد تنها تو را بر جان زند يار بد بر جان و بر ايمان زند ...

 

اگه ميدونستي که چقدر تنهام برام اشک ميريختي اما اگه ميدونستي که چقدر اشک ميريزم هيچوقت تنهام نميزاشتي ...

 

قوي ترين فرد آن است که دل کسي را که از او بريده است را بدست آورد ....

 

هميشه با بدست آوردن اون کسي که دوستش داري نمي توني صاحبش بشي ، گاهي وقتا لازم هست که ازش بگذري تا بتوني صاحبش بشي.....

 

اگه روزي فهميدي 1000 نفر دوستت دارن بدون اوليش منم اگه يه روز فهميدي 100 نفر دوستت دارن بدون اوليش منم اگه يه روز ديدي 10 نفر دوستت دارن بازم اوليش منم اگه ديدي 1 نفر دوستت داره بدون اون منم اگه يه روز ديدي کسي دوستت نداره بدون من مردم ....

 

 

ميتوني نگاهم نكني اما نميتوني جلوي چشماي منو بگيري ميتوني بگي دوست ندارم اما نميتوني بگي دوسم نداشته باش ميتوني از پيشم بري اما نميتوني بگي دنبالم نيا پس من نگاهت ميكنم دوست دارم وتا ابد دنبالت ميام

 

هيچوقت نذار يه ديوونه بوست كنه .. بذار يه بوس ديوونه ات كنه....

 

 


[+] نوشته شده توسط علیرضا در 6:28 بعد از ظهر | |






مطالب زیبا.............

آرزوهايم زير انبوهي از خاکستر هنوز نفس مي کشند... هنوز شعله ورند... نسيم مهرباني تو کي مي وزد؟؟

تا وقتي كه تو هستي، تا لحظه اي كه ياد تو در خاطر من جاريست! تا زماني كه دستهاي گرمت همراه دستاي خسته اي منه! تا وقتي كه نگاهت تنها پناهگاه و تكيه گاه نگاه سرگردان منه! تا زماني كه تو همسفر جاده زندگي من هستي! تا وقتي كه شونه هاي تو امن ترين جاي دنياست براي من! من زنده هستم ......

 

عشق رازي است مقدس. براي کساني که عاشقند،عشق براي هميشه بي کلام مي ماند؛اما براي کساني که عشق نمي ورزند،عشق شوخيِ بي رحمانه اي بيش نيس.....

 

شروع من باش ... شب و از غصه جدا کن ... چکه کن رو باور من ... خط بکش رو جاي پاي ... گريه هاي آخر من ... اسمتو ببخش به لبهام ... بي تو خاليه نفسهام ... خط بکش رو باور من... زير سايهبون دستام ...خواب سبز رازقي باش ... عاشق هميشگي باش ... خسته ام از تلخي شب ... تو طلوع زندگي باش .....


[+] نوشته شده توسط علیرضا در 6:23 بعد از ظهر | |






ای عشق، از تو زهر است به کامم

 

با هم بیا دعا کنیم خدامون رو صدا کنیم
که آسمون بباره، فراوونی بیاره
ازش بخواییم برامون سنگ تموم بذاره
راههای بسته باز شه، هیچ کی غریب نباشه
صورت و شکل هیچ کس مردم فریب نباشه

شفا بده مریضو، خط بزنه ستیزو
رو هیچ دیوار و بومی، نخونه جغد شومی
دعا کنیم رها شند، اونا که توی بندند
از بس نباشه نا اهل، زندونها رو ببندند
خودش می دونه داره هرکسی آرزویی
این باشه آرزومون نریزه آبرویی

سیاه و سفید یه رنگ بشه، زشتیهامون قشنگ بشه
کویرها آباد بشند، اسیرها آزاد بشند....

 

 


دو تا چشمام همه جا دنبال تو مي گرده
با نبودنت دلم با غصه ها سر كرده

شب و روز در پي تو من همه جا رو گشتم
يكي گفت غصه نخور اون داره بر مي گرده

زندگي با عشق تو رنگ ديگه داشت برام
رفتي و بدون تو تلخ شده روز و شبام

دل من با هيچ كسي نمي تو نست خو بگيره
شب و روز منتظر و چشم به رات مونده نگام

كسي مثل تو نشد كسي مثل تو نبود
همش از خدا مي خوام كه بيايي زود زود

كاش كه مي شد دوباره باز هم و پيدا بكنيم
سفره عشق مونو با هم ديگه وا بكنيم

كاش تو اين شهر غريب صداي آشنا بياد
دل من هواتو كرده فقط هم تو رو مي خواد

كسي مثل تو نشد كسي مثل تو نبود
همش از خدا مي خوام كه بيايي زود زود.....


دلسوخته تر از همه سوخته گانم

از جمع پراکنده رندان جهانم

در صحنه بازیگری، کهنه دنیا

عشق است این کهنه قمار من بازیگر آنم

با آن که غم باخته در وادی عشقم

بازنده ترین هست در این جمع نشانم

ای عشق، از تو زهر است به کامم

دلسوخت، تن سوخت، ماندن حرامم


عمریست که می بازم و یک برد ندارم

اما چه کنم عاشق این کهنه قمارم

ای دوست مزن زخم زبان جای نصیحت

بگذار ببارد به سرم سنگ مصیبت

من زنده از این جرمم و تو ذبح مجازات

مرگ است مرا گر بزنم حرف ندامت

باید که ببازم، با درد بسازم

من در به در عشقم و رسوای جهانم

چون سایه به دنبال سر عشق روانم

او کهنه حریف منو من کهنه حریفش

سرگرم قماریم و او رو سر جانم



[+] نوشته شده توسط علیرضا در 3:20 بعد از ظهر | |






آرزو دارم شبي عاشق شوي. آرزو دارم بفهمي درد را. تلخي برخوردهاي سرد را. مي رسد روزي که بي من لحظه ها را سر کني. مي رسد روزي که مرگ عشق را باور کني. مي رسد روزي که شبها در کنار عکس من نامه هاي کهنه ام را مو به مو از بر کني

 

هميشه يه کسايي بودن که بهم ميگفتن چرا تو عشق نداري؟هميشه بودن کسايي که بهم بگن عشق يعني زندگي... ميگفتن اگه عاشق نشي يعني زندگي نکردي... ولي بهم نگفتن اگه اسير يکي بشي دلت ميسوزه...بهم نگفتن اگه با چشاش نگات کنه انگار تموم جونتو به آتيش ميکشن...بهم نگفتن اگه تموم روز ببينيش بازم دلتنگش ميشي...بهم نگفتن ممکنه يه روز بذاره بره...بهم نگفتن... نگفتن که تو پشت سرش اشک ميريزي ولي اون بي اعتنا ميره...نگفتن تو ديوونش ميشي ولي اون بي خيالت ميشه....


 


[+] نوشته شده توسط علیرضا در 10:12 قبل از ظهر | |






به من بگو

از باورهاي دروغين گذشتم.
از افسانه‌هاي عشق گذشتم.
از خواب‌هاي آشفته شبهاي هراز به صبح حقيقت رسيدم.

باران غبار چشمانم را شست.من اكنون مي‌بينم.

شبي كه ندانسته نطفه بودنم بسته شد و طپش زندگي در قلبم به صدا در آمد.
سحرگاهي كه ورودم را به دنياي معماها با گريه‌اي آغاز و در آغوش مادرم دوباره به خواب فرو رفتم تو با من بودي.

بچه‌گي‌هاي معصوم پر از صداقتهاي مومن پر از قهرمانهاي جاودان.
زماني كه خوشبختي در پرواز پروانه‌هاي رنگي بود تو با من بودي.


وقتي كه يأس زندگي با پرواز پروانه‌ها به هوا نرفت و خنده در چشمهاي مهربانت مرد تو با من بودي.


لحظه‌اي كه اولين بار چشم در آينه دوختم و در حيرت بودنم فرو رفتم
تو با من بودي.


وقتي به كوچه قهرمانهاي داستان ايمان آوردم و به دنبال معناي پاكي در چشم آدمها خيره شدم و تفسير صداقت را در كتاب زندگي دروغي يافتم
تو با من بودي.


تو با من بودي از ابتدا از نخست مثل سايه مثل خواب با من بودي با من زيستي و در من رشد كردي.

قهرمانها در چشم من مردند صداقت در دستهاي دو رويي له شد خوشبختي در پرواز پروانه‌ها نبود. و خدا لا به لاي ابرها خانه نساخته بود.

معماهاي زندگي يكي پس از ديگري حل شد.
اما
اما معماي وجود تو بزرگتر و بزرگتر از باورم گشت.

به من بگو كيستي تو چيستي تو خواب هستي يا بيداري رويا هستي
يا هوشياري.
به من بگو تا شوق را از شور عشق را از نور و سيب سرخ زندگي را از باغ روياهاي دور بچينم.


به من بگو


[+] نوشته شده توسط علیرضا در 5:58 بعد از ظهر | |






صدام کن

بین من و تو، اونهمه کوه و صحرا
بین من و تو، دیدی که هفت تا دریا
از دریاها گذشتی، دنیا رو تنها گشتی، تا همو پیدا کردیم بمون که بر نگردی
بمون به فردا برسیم، بمون به دنیا برسیم، چیزی نمونده نازنین بمون به رویا می رسیم


بین منو تو، هفتا کتابه قصه بود
بین منو تو، اونهمه درد و قصه بود کتاباروخوندی، قصه هاش و سوزوندی، به عشق ابر و بارون گذشتیم از بیابون
بمون به فردا برسیم، بمون به دنیا برسیم، چیزی نمونده نازنین بمون به رویا می رسیم


****************************************************

به موت قسم که خوب نیست، عشقو تو سینه کشتن
رو ورقای کاغذ، فقط از تو نوشتم

تو رو تو خلوت دل، بی همزبون گذاشتن، صاحب دنیا بودم، اما تورو نداشتم
خبر نداری گل کرد، بوته خشک مرده، گل داده جون گرفته بوت به تنش که خورده
گل داده جون گرفته بوت به تنش که خورده


تو این غم دربه دری، که از همه بی خبری
تو این روزای بی کسی، مگه تو بدادم برسی
خبر نداری گل کرد، خبر نداری گل کرد، بوته خشک مرده ،گل داده جون گرفته بوت به تنش که خورده
گل داده جون گرفته بوت به تنش که خورده


(از غم عشق چه میباید کرد، میتوان قصه نوشت، شعر سرود، میتوان گریه جان سوزی کرد، میتوان از غم عشق ماتم داشت)

***************************************************

( گرنبودیم ما سزاواره قصه های عشق ، آن ناسزای قصه منم ، حقا سزا تویی)

صدام کن بال فریادم نمیره عشقت از یادم، منی که بی وفایی را جوابشو وفا دادم،
صدا کن اسممو یک آن، نه با تردید که با ایمان، تن خشک کویرم من ببار ای نم نم باران

ببار ای ابر بارونی، که تشنم از دگرگونی، ببر منرا به آرامش، که خستم از پریشونی

صدام کن عطر آزادی، تو عشقو یاد من دادی، بگیر دستی که افتاده اگر از پا نیفتادی
صدام کن تا هنوز زوده  ُکه فردا مگه امروزه


**************************************************


( من آجزانه گریختم ، از بنده ایمانم چه سود، پای گریز از منو رد پا تویی، ناراضیم، از این روز و روزگار خود اما
آن روزنه امید منو،  رزا تویی، در ابتدا تو بودیو، در انتها تویی، من مجرم به جرم تو، اینک جزا تویی)


( صدام کن عطر آزادی، تو عشقو یاد من دادی، بگیر دستی که افتاده اگر از پا نیفتادی
صدام کن بال فریادم نمیره عشقت از یادم، منی که بی وفایی را جوابشو وفا دادم،)





[+] نوشته شده توسط علیرضا در 5:42 بعد از ظهر | |






nazar bedin

رفتی امّا یک نفر در انتظارت مانده است چشمی از جنسِ بهاران داغدارت مانده است آشِنا دیگر نگاهت را دریغ از ما مدار چشم هائی مثلِ دریا بی قرارت مانده است بی گناهی خوب می دانم گناهت عاشقی است بی وفا در یادِ ما تنها غبارت مانده است من برایِ چشم هایت قصّه می گویم عزیز: قصة آواره ای که سر بدارت مانده است آشنایِ دست هایِ ساده و رؤیائی ام رفتی اما یک نفر در انتظارت مانده است

 

 


[+] نوشته شده توسط علیرضا در 5:56 بعد از ظهر | |






ساده دل

 

baba nazar bedin

نا اميدانه زدم تكيه به ديوار حسرت نااميدي نكشيدي كه بداني چه كشيددم.....


[+] نوشته شده توسط علیرضا در 10:52 قبل از ظهر | |



کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
Ghaleb New & Music Cod & Best Roman & Hafez Fall

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس