تبليغاتX
تو را من چشم در راهم




نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



دوستان عاشق



فالنامه حضرت حافظ



آمار وب







انتظار

انتظار

يـه سر داري هزار ســودا عـزيزم
يـه دل داري هزار شـيـدا عـزيزم
ديگه بس کن هـوس بازي که آخر
مي شي رسوا تو اين دنيا عزيزم

دلـم رو بـي قـرار کردي و رفتـي
ببين با من چه ها کردي و رفتـي
دروغ گفـتـي و بـا تـيـر نـگـاهـت
دل مـا رو شـکـار کردي و رفتـي

کـي خـــدا يــارم از در مـي يـاد
انــتــظـــارم بـه آخـــر مـي يـاد
از ديـــاري کـــه رفــتــه يــه روز
عاشقونه به اين شهر مـي يـاد

کـي خـــدا يــارم از در مـي يـاد
انــتــظـــارم بـه آخـــر مـي يـاد
از ديـــاري کـــه رفــتــه يــه روز
عاشقونه به اين شهر مـي يـاد

اگه عاشق شدن رسوايي داره
منم رسواي عشقـت باورم کن
نذار اين دل بـه پـاي تـو بـمـيـره
بـيـا و بـاز مـنـو عاشـقـتـرم کن

بـيــــا که نـگـاهـــت نـگـاه عـاشـــقـــونه است
خودت خوب مي دوني همه حرفات بهونه است

مـن و تـو دو عـاشـق ولــي ســـر در گــريـبــون
مـن ايـنـــجـا تــو اونـــجـا ز کــار چــرخ گــــردون

کـي خـــدا يــارم از در مـي يـاد
انــتــظـــارم بـه آخـــر مـي يـاد
از ديـــاري کـــه رفــتــه يــه روز
عاشقونه به اين شهر مـي يـاد

کـي خـــدا يــارم از در مـي يـاد
انــتــظـــارم بـه آخـــر مـي يـاد
از ديـــاري کـــه رفــتــه يــه روز
عاشقونه به اين شهر مـي يـاد
کـي خـــدا يــارم از در مـي يـاد

اگه عاشق شدن رسوايي داره
منم رسواي عشقـت باورم کن
نذار اين دل بـه پـاي تـو بـمـيـره
بـيـا و بـاز مـنـو عاشـقـتـرم کن

بـيــــا که نـگـاهـــت نـگـاه عـاشـــقـــونه است
خودت خوب مي دوني همه حرفات بهونه است

مـن و تـو دو عـاشـق ولــي ســـر در گــريـبــون
مـن ايـنـــجـا تــو اونـــجـا ز کــار چــرخ گــــردون

کـي خـــدا يــارم از در مـي يـاد
انــتــظـــارم بـه آخـــر مـي يـاد
از ديـــاري کـــه رفــتــه يــه روز
عاشقونه به اين شهر مـي يـاد

کـي خـــدا يــارم از در مـي يـاد
انــتــظـــارم بـه آخـــر مـي يـاد
از ديـــاري کـــه رفــتــه يــه روز
عاشقونه به اين شهر مـي يـاد
کي خدا يارم از...کي خدا يارم از در مي ياد


[+] نوشته شده توسط علیرضا در 12:6 بعد از ظهر | |






وقتی عاشق میشی

به چشم زیبای او به قد رعنای او
نگاه کرده ام من
نگاه کرده ام من
ببین نگاه سوزان با دل من چه ها کرد
زخم زبون مردم زندگیمو فنا کرد
زخم زبون مردم زندگیمو فنا کرد
آخه عشقو محبت رو کی گفته که گناهه
تموم حرف عاشق میون یک نگاهه

آخه عشقو محبت رو کی گفته که گناهه
تموم حرف عاشق میون یک نگاهه

گناه کرده ام من نگاه کرده ام من
زندگی خودم رو تباه کرده ام من
تباه کرده ام من
میگن تو این زمونه عاشق شدن گناهه
هرکی که عاشق بشه روزگارش تباهه
به هر کجا که رفتم
به هر کجا که رفتم
خیلی چیزا شنیدم
ز دست حرف مردم
یه روز خوش ندیدم
یه روز خوش ندیدم
آخه عشقو محبت رو کی گفته که گناهه
تموم حرف عاشق میون یک نگاهه
آخه عشقو محبت رو کی گفته که گناهه
تموم حرف عاشق میون یک نگاهه
گناه کرده ام من نگاه کرده ام من
زندگی خودم رو تباه کرده ام من
تباه کرده ام من
گناه کرده ام من
گناه کرده ام من
که گفته ام به یارم دل بتو میسپارم
این دل بیقرارو زسینه در میارم
چو لاله های رنگین به زیر پات میزارم
گوش نکنم به مردم
گوش نکنم به مردم
عاشقو بیقرارم
عاشقو بیقرارم
آخه عشقو محبت رو کی گفته که گناهه
تموم حرف عاشق میون یک نگاهه
آخه عشقو محبت رو کی گفته که گناهه
تموم حرف عاشق میون یک نگاهه
گناه کرده ام من نگاه کرده ام من
زندگی خودم رو تباه کرده ام من
تباه کرده ام من
تباه کرده ام من
تباه کرده ام من
تبااااه


[+] نوشته شده توسط علیرضا در 11:58 قبل از ظهر | |






نگو که دلتنگ نمیشی

 

نگو که دلتنگ نمیشی ، اگه برم اگه برم
اگه یه روزی بدونی ، که دیگه دوست ندارم
نگو که حتی نمی خوای ، دیگه نگاهت بکنم
تو آرزوته یه روزی ، سر روی شونت بذارم


به اوج ابرها می رسی ، اگه یه روز صدات کنم
تو خواب و رویا گم میشی ، اگه فقط نگات کنم
یه روز با یک نگاه توعاشق و مجنون می شدم
شبها مثل دیوونه ها سر به بیابون می زدم
امّا تو حتی یک نفس ، همنفس من نشدی
حالا که خیلی دیر شده ، دیدی که عشق رو بلدی


دیگه یه عمری تو شبها ، ستاره ای سر نزده
قشنگی چشمای تو ، دیگه برام عادی شده
نگو تا قیامت هم ، تو نمیای به دیدنم
تو آرزوته یه روزی ، فقط نگاهت بکنم

فقط نگاهت بکنم


* * * * *


نگو که دلتنگ نمیشی ، اگه برم اگه برم
اگه یه روزی بدونی ، که دیگه دوست ندارم
نگو که حتی نمی خوای ، دیگه نگاهت بکنم
تو آرزوته یه روزی ، سر روی شونت بذارم


به اوج ابرها می رسی ، اگه یه روز صدات کنم
تو خواب و رویا گم میشی ، اگه فقط نگات کنم
یه روز با یک نگاه توعاشق و مجنون می شدم
شبها مثل دیوونه ها سر به بیابون می زدم
امّا تو حتی یک نفس ، همنفس من نشدی
حالا که خیلی دیر شده ، دیدی که عشق رو بلدی


دیگه یه عمری تو شبها ، ستاره ای سر نزده
قشنگی چشمای تو ، دیگه برام عادی شده
نگو تا قیامت هم ، تو نمیای به دیدنم
تو آرزوته یه روزی ، فقط نگاهت بکنم

فقط نگاهت بکنم


[+] نوشته شده توسط علیرضا در 11:40 قبل از ظهر | |






بهار

 

میگن که از بهار بگو از دل بیقرار بگو
بشوق دیدن کسی از تب انتظار بگو
میگن که از بهار بگو از دل بیقرار بگو
بشوق دیدن کسی از تب انتظار بگو

چه جوری ازبهار بگم از دل بیقرار بگم
چشم انتظاری منو کشت
میگن که از بهار بگو از دل بیقرار بگو
بشوق دیدن کسی از تب انتظار بگو

اگه صحرا پرخاره جای سبزه نیش ماره
اگه بازو ی محبت واسه من حلقه داره
اگه تو دشتو بیابون همه جا صدای گرگه
اگه تنها غریبم باشه باز خدا بزرگه
چه جوری ازبهار بگم از دل بیقرار بگم
چشم انتظاری منو کشت
میگن که از بهار بگو از دل بیقرار بگو
بشوق دیدن کسی از تب انتظار بگو

میگن که از بهار بگو از دل بیقرار بگو
بشوق دیدن کسی از تب انتظار بگو



[+] نوشته شده توسط علیرضا در 11:4 قبل از ظهر | |






 

به لبخندی دلم شاده
هنوز آبادی آباده
ببین این عشق پا برجا
چه کاری دست ما داده
چه کاری دست ما داده


نه می بخشی نه می گیری
ز ما بس سخت دلگیری
هراس از تو قیاس از من
نیاز و التماس از من
نیاز و التماس از من

به گه گاهی دلم راضی
از این عشق و ز عشق بازی
نگیر از من تو این گه گاه
تو ای از حال من آگاه
بکش دل را به گمراهی
بکش ما را اگر خواهی
بیا تا فرصتی مانده
هنوز در نیمه ی راهی
بیا تا فرصتی مانده
هنوز در نیمه ی راهی

به لبخندی دلم شاده
هنوز آبادی آباده
ببین این عشق پا برجا
چه کاری دست ما داده
چه کاری دست ما داده

نه می بخشی نه می گیری
ز ما بس سخت دلگیری
هراس از تو قیاس از من
نیاز و التماس از من
نیاز و التماس از من

میمیرم گر تو همراهم نباشی
رفیق قلب گمراهم نباشی
میمیرم گر تو این تاریکی راه
پس ابر سیاه ماهم نباشی
پس ابر سیاه ماهم نباشی

به لبخندی دلم شاده
هنوز آبادی آباده
ببین این عشق پا برجا
چه کاری دست ما داده
چه کاری دست ما داده

نه می بخشی نه می گیری
ز ما بس سخت دلگیری
هراس از تو قیاس از من
نیاز و التماس از من
نیاز و التماس از من


[+] نوشته شده توسط علیرضا در 11:2 قبل از ظهر | |






دلم می خواد

دلم می خواد به یاد تو گلای یاسو بو کنم
به یاد مستی نگات به جام و باده رو کنم
یه روز می خوام از اون دورا به چشم من پیدا بشی
مثه یه غنچه تو بهار سر بزنی و وا بشی
دلم می خواد ستاره ی شبم بشی تو آسمون
پیدا بشی توی بهار به همره رنگین کمون

دلم می خواد تا به سحر به انتظارت بشینم
گل هزار تا بوسه رو از روی لبهات بچینم
دلم می خواد تا به سحر به انتظارت بشینم
گل هزار تا بوسه رو از روی لبهات بچینم

تنم داره گر می گیره به یاد گرمی تنت
دلم می خواد نزدیک بشم به تو مثال پیرهنت
تنم داره گر می گیره به یاد گرمی تنت
دلم می خواد نزدیک بشم به تو مثال پیرهنت

دلم می خواد تا به سحر به انتظارت بشینم
گل هزار تا بوسه رو از روی لبهات بچینم
دلم می خواد تا به سحر به انتظارت بشینم
گل هزار تا بوسه رو از روی لبهات بچینم

دلم می خواد به یاد تو گلای یاسو بو کنم
به یاد مستی نگات به جام و باده رو کنم
یه روز می خوام از اون دورا به چشم من پیدا بشی
مثه یه غنچه تو بهار سر بزنی و وا بشی
دلم می خواد ستاره ی شبم بشی تو آسمون
پیدا بشی توی بهار به همره رنگین کمون

دلم می خواد تا به سحر به انتظارت بشینم
گل هزار تا بوسه رو از روی لبهات بچینم
دلم می خواد تا به سحر به انتظارت بشینم
گل هزار تا بوسه رو از روی لبهات بچینم
دلم می خواد تا به سحر به انتظارت بشینم
گل هزار تا بوسه رو از روی لبهات بچینم
دلم می خواد تا به سحر به انتظارت بشینم
گل هزار تا بوسه رو از روی لبهات بچینم


[+] نوشته شده توسط علیرضا در 10:55 قبل از ظهر | |






سپیده دم

 

اوّل آشناییمون یادم میاد ، یادم میاد
گفتی به من دوست دارم خیلی زیاد خیلی زیاد

رو سادگی من به تو باز منو افشرد
تو عاقبت ، زندگیمو ، دادی به باد ، دادی به باد

من میرم از زندگیِ ، تو بیرون
یادت باشه خونمو کردی ویرون ، خونمو کردی ویرون

* * * * *

سپیده دم اومد و رفت برفتن
حرفی نداریم ما برای گفتن

هرچی که بوده بین ما تموم شد
اینجا برام نیست دیگه جای موندن

من میرم از زندگی تو بیرون
یادت باشه خونمو کردی ویرون ، خونمو کردی ویرون


[+] نوشته شده توسط علیرضا در 10:52 قبل از ظهر | |






دل نگرونم

نگرونم نگرونم که رو حرفات پا بذاری
کوله بارت رو ببندی ، منو تنها بذاری
نگرونم نگرونم نکنه بری از اینجا
بری بی هوا یه روزی ، دل منو جا بذاری

می دونی بودن تو برام مثال نفسه
تو نباشی دنیا مثل میله های قفسه
اگه از هر کی یه آرزو برآورده کنم
باسه خوشبختی فقط بودن تو برام بسه

نگرونم نگرونم که رو حرفات پا بذاری
کوله بارت رو ببندی ، منو تنها بذاری
نگرونم نگرونم نکنه بری از اینجا
بری بی هوا یه روزی ، دل منو جا بذاری


* * * * *


من می خوام با یک نگاهت ، باز دوباره جون بگیرم
جون بگیرم ولی هربار ، باز به عشق تو بمیرم
من می خوام با یک نگاهت ، باز دوباره جون بگیرم
جون بگیرم ولی هربار ، باز به عشق تو بمیرم

می دونی بودن تو برام مثال نفسه
تو نباشی دنیا مثل میله های قفسه
اگه از هر کی یه آرزو برآورده کنم
باسه خوشبختی فقط بودن تو برام بسه

نگرونم نگرونم که رو حرفات پا بذاری
کوله بارت رو ببندی ، منو تنها بذاری
نگرونم نگرونم نکنه بری از اینجا
بری بی هوا یه روزی ، دل منو جا بذاری


* * * * *


من می خوام با یک نگاهت ، باز دوباره جون بگیرم
جون بگیرم ولی هربار ، باز به عشق تو بمیرم
من می خوام با یک نگاهت ، باز دوباره جون بگیرم
جون بگیرم ولی هربار ، باز به عشق تو بمیرم


[+] نوشته شده توسط علیرضا در 10:50 قبل از ظهر | |






بی پناه

اگه بـاهـات نبـودم ، برات که بودم اگه چشمات نبودم ، نگات که بودم

هـمه ی گـفـتـنی هـام فـقط تـو بودی اگه حرفات نبودم ، صدات که بودم

اگه پـاهـات نبودم ، يه راه که بودم اگه گريه نبودم ، يه آه که بودم

تو خودت مثـل روز آفتابی هستی اگه خورشيد نبودم ، يه ماه که بودم

می تونستی واسه من يه چاره باشی توی آسـمـون دل سـتـاره بـاشی

اگه شـيـرازه ی من پاچـيده از هـم می تونستی گره ی دوباره باشی

 


[+] نوشته شده توسط علیرضا در 10:48 قبل از ظهر | |







[+] نوشته شده توسط علیرضا در 12:52 بعد از ظهر | |






 

 بي تو، مهتاب‌شبي، باز از آن كوچه گذشتم، همه تن چشم شدم، خيره به دنبال تو گشتم، شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم، شدم آن عاشق ديوانه كه بودم. در نهانخانة جانم، گل ياد تو، درخشيد باغ صد خاطره خنديد، عطر صد خاطره پيچيد: يادم آم كه شبي باهم از آن كوچه گذشتيم پر گشوديم و در آن خلوت دل‌خواسته گشتيم ساعتي بر لب آن جوي نشستيم. تو، همه راز جهان ريخته در چشم سياهت. من همه، محو تماشاي نگاهت. آسمان صاف و شب آرام بخت خندان و زمان رام خوشة ماه فرور...

                   

عشق====>سرکاريه ... محبت====>تظاهره ... مهربوني====>مسخرست ... وفا====>مرده ... عهدوپيمون====>دلخوشيه ... عاطفه====>تموم شده ... مهر====>بابا سراغ اين يکيو نگير...

 

 


[+] نوشته شده توسط علیرضا در 3:47 بعد از ظهر | |






عشقولانه

توروزي از وراي جنگل سرسبز امدي . ان موقع زمستان بود و كولاك . همه از وجود سرما به ستوه امده بودندن وتو با گرماي بي دريغت بر زندگي من تابيدي و به وجودم گرما بخشيدي . حالا مدتاها از ان زمان ميگذرد .اينكه تو با كوله باري از خاطرات تركم ميكني اما من همچنان دلم با توست و در غم رفتنت چاره اي جز اشك ريختن ندارم .با ان كه گرما بر همه جا مستولي است و مردم عرق ميريزند اما من از سرما به خود ميلرزم.مهربان دلم سنگ فرش قدمت واشكهايم بدرقه را هت ....

شايد کسي رو که باهاش خنديدي يه روزي فراموش کني ولي کسي رو که به خاطرش گريه کردي هيچوقت فراموش نميکني ...

  

راز اين روزگار را نمي فهمم! من تو را دوست مي دارم. تو ديگري را..... ديگري مرا..... وهمه ما تنهاييم ..

 

  

 

گفتي: چشمها را بايد شست .... شستم ولي..........! گفتي جور ديگر بايد ديد..... ديدم ولي.........! گفتي زير باران بايد رفت........ رفتم ولي!!!! او نه چشمهاي خيس و شسته ام را .. نه نگاه ديگرم را... هيچ كدام را نديد: فقط در زير باران با طعنه اي خنديد و گفت: !! "ديوانه باران نديده...

 

 

 

 

بدترين غم اين نيست که عشقت تو رو بذاره بره.... بدترين غم اين نيست که بفهمي ديگه دوستت نداره... بدترين غم اين نيست که بفهمي يکي ديگه رو دوست داره... بدترين غم اينه که يکي بميره بعد بفهمي عاشقت بوده ...

 

 

 

 

 


[+] نوشته شده توسط علیرضا در 3:2 بعد از ظهر | |



کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
Ghaleb New & Music Cod & Best Roman & Hafez Fall

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس