تبليغاتX
تو را من چشم در راهم




نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



دوستان عاشق



فالنامه حضرت حافظ



آمار وب







چنان دل کندم از دنیا

چنان دل کندم از دنیا
که شکلم شکل تنهایی ست
ببین مرگ من را در خویش
که مرگ من تماشایی ست
مرا در اوج می خواهی
تماشا کن تماشا کن
دروغین بودم از دیروز
مرا امروز تماشا کن
در این دنیا که حتی ابر
نمی گرید به حال ما
همه از من گریزانند
تو هم بگذر از این تنها
فقط اسمی به جا مانده
از آنچه بودم و هستم
دلم چون دفترم خالی
قلم خشکیده در دستم
گره افتاده در کارم
به خود کرده گرفتارم
به جز در خود فرو رفتن
چه راهی پیش رو دارم

[+] نوشته شده توسط علیرضا در 10:51 بعد از ظهر | |






توئي عاشق تر از عشق

اگرچه جاي دل درياي خون در سينه دارم
ولي در عشق تو دريايي از دل کم مي آرم
اگرچه روبروئي مثل آئينه با من
ولي چشمام بسم نيست براي سير ديدن
نه يک دل نه هزار دل همه دلهاي عالم
همه دلها رو ميخوام که عاشق تو باشم

توئي عاشق تر از عشق
توئي شعر مجسم
تو باغ قصه از تو سحر گل کرده شبنم
تو چشمات خواب مخمل
شراب ناب شيراز
هزار ميخونه آواز
هزارو يک شب راز
ميخوام تو رو ببينم
نه يک بار نه صد بار به تعداد نفسهام
براي ديدن تو نه يک چشم نه صد چشم همه چشما رو ميخوام
تو رو بايد مثل گل
نوازش کرد و بوئيد
با هرچي چشم تو دنياست فقط بايد تو رو ديد
تو رو بايد مثل ماه رو قله ها نگاه کرد
با هرچي لب تو دنياست تو رو بايد صدا کرد

ميخوام تو رو ببينم
نه يک بار نه صد بار به تعداد نفسهام
براي ديدن تو نه يک چشم نه صد چشم همه چشما رو ميخوام




[+] نوشته شده توسط علیرضا در 7:31 قبل از ظهر | |






رو می کنم به آينه

   

                                                    

 

 

رو می کنم به آينه   رو به خودم داد می زنم   ببين چقدر حقير شده    اوج بلند بودنم
رو می کنم به آينه   من جای آينه می شکنم   رو به خودم داد می زنم   اين آينه ست يا که منم
من و ما کم شده ايم  خسته از هم شده ايم  بنده خاک خاکِ ناپاک  خالی از معنای آدم شده ايم
دنيا همون بوده و هست   حقارت از ما و منه  وگرنه پيشِ کائنات  زمين مثل يه ارزنه
زمين بزرگ و باز نيست  دنيای رمز و راز نيست  به هر طرف رو می کنم راهِ رهايی باز نيست
من و ما کم شده ايم  خسته از هم شده ايم  بنده ی خاک خاکِ نا پاک
خالی از معنای آدم شده ايم  دنيا کوچک تر از اونه  که ما تصور می کنيم  فقط با يک عکس بزرگ
چشمامونو پُر می کنيم  به روز ما چی اومده   من و تو خيلی کم شديم   پاييز چقدر سنگينی داشت
که مثل ساقه خم شديم  من و ما کم شده ايم  خسته از هم شده ايم  بنده خاک خاکِ ناپاک
خالی از معنای آدم شده ايم

رو می کنم به آينه
رو به خودم داد می زنم
ببين چقدر حقير شده
اوج بلند بودنم

رو می کنم به آينه
من جای آينه می شکنم
رو به خودم داد می زنم
اين آينه ست يا که منم

رو می کنم به آينه


[+] نوشته شده توسط علیرضا در 1:54 قبل از ظهر | |



کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
Ghaleb New & Music Cod & Best Roman & Hafez Fall

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس